نظر علي الطالقاني
510
كاشف الأسرار ( فارسى )
انكار لازم ، و تفكيك لازم از ملزوم است . و اگر پادشاه بگويد فلان را حاكم شما قرار دادم و لكن رضاى او رضاى من و خلاف با او خلاف با من نيست ، هرآينه اطفال تسفيهش نمايند و تقبيحش كنند . و معلّم مكتب چون از جاى خود برخيزد و يكى از آن اطفال را خليفه خود قرار دهد آن اطفال همه همين احكام را در حقّ آن خليفه جارى مىدانند و جارى مىكنند . و حكايت انبياء و ائمه ( ع ) نيز بلا تشبيه بعينه همين حكايت است و همين مطلب و همين نسبت است . لهذا حق تعالى نام ايشان را خليفه گذاشت . در حقّ حضرت آدم ( ع ) به ملائكه فرمود إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً 90 ( بقره ) و فرمود يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ 91 ( ص ) تا بدانى كه همه اين احكام كه اشاره شد در حق انبياء جارى است . در تفسير صافى از كتاب مستطاب كافى و توحيد از صادق ( ع ) روايت كرده در تفسير آيهء فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ 92 كه در سورهء زخرف است ، يعنى چون به غضب آورند ما را انتقام كشيديم از ايشان پس غرق كرديم ايشان را تماما . حضرت مىفرمايد : حق تعالى غضب نمىكند مثل غضب ما و لكن خلق كرد از براى خود اولياى چندى كه آنها غضب مىكنند و رضا مىشوند و آنها مخلوق هستند . پس گرداند حق تعالى رضاى ايشان را رضاى خود و غضب ايشان را غضب خود و اين به جهت آن است كه حق تعالى قرار داده ايشان را و گردانيده ايشان را دعوت كنندگان به سوى او و دلالت كنندگان بر او ، پس به جهت اين قرار داد ، ايشان چنين شدند ، و نيست چنين كه اين غضب و رضا به خدا برسد چنانچه به خلق مىرسد ، و لكن اين است معنى آنچه حق تعالى از اين قبيل فرموده هر كه اهانت كند ولىّ مرا پس با من در مقام جنگ بر آمده و مرا به جنگ خود خوانده . و ايضا فرموده مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ 93 ( نساء ) هر كه اطاعت كند پيغمبر را پس به حقيقت اطاعت كرده خدا را . و ايضا فرموده إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ( انّا فتحنا ) 94 به راستى آنان كه بيعت مىكنند با تو بيعت نمىكنند مگر با خدا . كلّ اينها و شبه اينها معنيش همان است كه از براى تو ذكر كردم . و همچنين است رضا و غضب و غير اينها از آنچه شبيه اينها است . و اگر بودى كه مىرسيد به حق تعالى غضب و ملال ، جايز بود كه كسى بگويد حق تعالى العياذ باللّه يك روزى فانى مىشود . زيرا كه چون ملال و غضب داخل او شد تغيّر داخل او شده و چون داخل او شد ايمنى نيست بر او از هلاك شدن . و اگر چنين بودى شناخته نمىشد مكوّن از مكوّن